نگاشته شده توسط: furogh2007 | اکتبر 6, 2007
مهرگان؛ جشن آزادي شرف و ناموس ايرانيان از دست دشمن
مهرگان جشني است كه به ياد آزادي آرماني ايرانيان از دست تازي و سرافرازي ايران پس از فرمانروايي ضحاك بر اين خاك برپا ميشود.
دكتر «كارن خسرواني» دكتراي زبان و فرهنگ باستان در شاخه زبان فارسي باستان، كه روز يكشنبه ۸ مهر ماه در بنياد فرهنگي جمشيد، سخن ميگفت، به بررسي جايگاه و پيشينه جشنهاي ايراني و به ويژه جشن مهرگان پرداخت.
خسرواني، ميتراييسم يا مهرپرستي را يكي از تاثيرگذارترين دينهاي جهان دانست و گفت: ميترا به معناي يك جاي نشستن و فرود آمدن است. در اوستا به معناي فروغ، روشنايي، پيمان و جنگاوري آمده و در گاهان يك بار آمده و آن هم به معناي خويشكاري ديني است.
دكتر خسرواني گفت: زماني كه اشوزرتشت پيامبري خويش را آغاز كرد، دين و باورهاي گذشته را نابود كرد. بلكه به گفتهي مولانا سخن تازه گفت. او گفت اهورامزدا خداي يگانه است. سپس در دورانهاي پس از وي و در اوستاي جديد، ايزد مهر مورد پذيرش دين بهي قرار گرفت. «مهر» از سه ايزد برتر دوران زندگي آرياييان در پيش از دين بهي بود. اين سه ايزد عبارت بودند از اسورا، ميترا و آبان. مزدا نيز ايزد نگهبان حافظه و دانش بود. اشوزرتشت در آموزشهاي ديني خويش و در عرفان خويش، اهورامزدا را خداي يگانهي جهان آفرينش دانست و دريافت.
وي افزود: دين زرتشت بر پايهي اينكه بايد نمادهاي خوب را با صلح بپذيريم، ايزدان پيش از زرتشت را با نگاهي دوباره در خود جاي داد. ميتراي زرتشتي شدهي كنوني، نگاهدارندهي پيمان ازلي اهورامزدا وديگر پيمانهاي جهان بود. كهنترين نمونه از اين نقش در ۳۵۰۰ سال پيش در كتيبهاي ديده ميشود كه ميان دو قوم ميتاني و هيتي بسته شده و در آن آمده: ميترا اين پيمان را بپاياد. هخامنشيان نيز كه زرتشتي بودهاند، تا زمان اردشير دوم، سخني از ميترا در كتيبههايشان نميزنند. در زمان اين پادشاه ميترا در كنار اهورامزدا آورده ميشود.
«خسرواني» سپس به بررسي جايگاه مهر در دين زرتشتي پرداخت و گفت: در گاهشماري ايراني برخلاف بابليها و ديگر همسايگان ايران، خورشيدي و نه قمري بوده است. هر سال ۳۶۵ روز بوده كه به ۱۲ ماه بخش ميشده و هر ماه ۳۰ روز بوده كه هركدام به نامي ناميده ميشده است. روز نخست هر ماه به نام اهورامزدا، آفرينندهي جهان نامگذاري ميشده است. در گاهشماري زرتشتي، هيچ روزي نحس نيست. چون ايزدان ايراني هيچگاه هيچ كس را مورد خشم قرار نميدادهاند.
خسرواني با اشاره به شاهنامه و داستان فريدون و كاوهي آهنگر، عدد هزار را يك عدد نمادين و استورهاي دانست كه بيانگر زمان بسيار زياد است. يعني ايرانيان پس از يك دورهي بسيار دراز در زير ستم تازيان، خود را از يوغ ضحاك رها كردند. اگر ضحاك را آژيدهاك بدانيم، فريدون كسي جز كوروش نخواهد بود. كاوه كسي است كه از ميان توده برميخيزد و سر به دادخواهي برميآورد. ميتوان كاوه را كارگذار شاه ايران دانست. كسي كه رابطهي توده و حكومت است.
خسرواني با اشارهي كوتاهي به ديگر جشنهاي ايراني، مهمترين ويژگي جشنهاي بزرگ ايراني را ديني نبودن و ميهني بودن آنها دانست و گفت: اين جشنها به ما ميگويند كه هركس با هر ديني كه دارد بايد در راه سرافرازي و سربلندي ايران بكوشد و تفاوتهاي فردي را فراموش كند.
وي با اشاره به معناي واژهشناسي جشن گفت: جشن از ريشهي يسن به معناي ستايش است. ما در جشنها به ستايش آفريدگار ميپردازيم براي هر چيزي كه به ما داده است. ما هيچ كدام از دادههاي اهورايي را بد نميپنداريم. اما از بين دادههاي نيك، دادههاي بهتري نيز وجود دارند كه ما اهورامزدا را ستايش ميكنيم براي اين دادهها.
دكتر خسرواني سپس به بررسي جايگاه تاريخي و فلسفي مهر پرداخت. وي گفت: مهر ايزدي با جايگاهي بالاست و تنها ايزدي كه ميتواند در اندازهي او باشد، ايزد ارديويسور آناهيتا است. مهر در ميان ارتشتاران و جنگاوران اهميت بسياري داشته است. آنان براي كشورگشايي و پيش از جنگها به قرباني براي ايزد مهر مي پرداختهاند. هخامنشيان در روز جشن مهرگان به همراه مردم بادهگساري ميكردهاند. اين تنها روزي بوده كه هخامنشيان در آيينهايشان باده ميخوردهاند. اينان حتي در روز تاجگذاري پادشاهان، دوغ ميخوردهاند. در ميكدههاي روماني نگارهاي وجود داردكه خورشيد، خوشهي انگوري را به دست ميترا ميدهد. اين نگاره، بيانگر خاستگاه اين بادهگساري در جشن مهرگان است.
كارن خسرواني در ادامهي سخنانش به بيان تفاوت بين خورشيد و مهر پرداخت. وي با بيان اينكه هرودوت خورشيد و مهر را يكي دانسته، وي را بزرگترين دروغگوي تاريخ، دربارهي تاريخ ايران دانست. وي در بيان اين تفاوت گفت:صف خورشيد در اوستا، درخشان و صفت مهر، دارندهي دشتهاي فراخ است. همچنين در مهريشت آمده است، مهر پيش از برآمدن خورشيد برون مي آيد و پس از فرو رفتن خورشيد در آسمان است و سرزمينها را ميپايد. ديگر اينكه ما يشتي به نام مهريشت و ديگري خورشيديشت داريم. در حاليكه نميتوان يك ايزد دو يشت داشته باشد. چهارم اينكه در گاهشماري ايراني، شانزدهمين روز ماه مهر و يازدهمين روز خور يا خورشيد است. در يك ماه نميتوان دو روز يك نام داشته باشد. پس بر اين اساس نميتوان اين سخن تاريخنگاران يوناني را پذيرفت. شايد بتوان گفت شوند (سبب) اين اشتباه، وجود خورشيد در پيشاپيش ارابهي مهر است.
دكتر كارن خسرواني كه دكتراي زبان و فرهنگ باستان از كالج خاورشناسي هامبورگ آلمان دارد، در بيان يك تجربهي شخصي گفت: من هميشه ميانديشيدم كه چرا ايزد مهر كه بايد چهرهاي مثبت داشته باشد، با هزار چشم و هزار گوش به نمايش درميآيد. من اين پرسش را در زماني كه در نزد موبدان موبد، روانشاد رستم شهزادي، به آموزش ديني ميپرداختم، مطرح كردم. بعدها زماني كه بيشتر پژوهش كردم دريافتم كه اين گوشها و چشمها براي پاييدن همهي پيمانهايي است كه بسته ميشوند. ايزد مهر با اين چشمها و گوشها پيمانهاي گوناگون و پيمان بستگان را مييابد تا پيمانشكنان را مجازات كند. هنگامي كه اين را دريافتم به اينكه فرزند مادري به نام ميترا هستم بسيار خشنود شدم.
منبع: هفته نامه اَمُرداد، شماره ۱۷۰، تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۶
درود
آیا هخامنش جد واقعی کورش کبیر است
چشم در راه هم …
[گل][گل][گل]
توسط: هم وطن در اکتبر 25, 2009
در 8:47 ب.ظ