دوست عزیزم شاتوت بالاترین و نویسنده وبلاگ تلخ نوشته ها از من دعوت کرده تا در ادامه یک بازی وبلاگی شرکت کنم که باید خود را به جای شخصیت های ماجرای دانشگاه زنجان بگذاریم. این هم حضور من در نقش شخصیت های این ماجرا.
من اگر جای وزیر علوم بودم. حتما، حتما، حتما، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان را بشدت توبیخ می کردم. فکرشو بکن زشته، زشته، زشته، به خدا، تک خوری، زشته.
اگر جای معاون دانشجویی دانشگاه زنجان بودم. با توجه به اینکه مطمئن بودم آب از آب تکان نخواهد خورد و نهایتا مرا از دانشگاهی به دانشگاه دیگر منتقل خواهند کرد و یا شاید هم در پستی بهتر به کار گیرند. برای اتاق محل کار بعدیم حتما، درب محکم تری سفارش می دادم.
به جای دختر دانشجو، دختر دانشجو ؟ چه معنی داره اصلن دختر بره درس بخونه ؟ اونم تو دانشگاه ! که چی بشه ؟ تو مملکت مگه میذارن مدیر بشم یا وزیر ؟ منم که می خوام آخرش فقط کهنه بچه بشورم، واسه اینکار سواد نهضتی هم از سرم زیاده. به درک، نمی رم جلسه انضباطی. بعدشم به ریش این بابا می خندم.
اگر به جای دانشجویان دانشگاه زنجان بودم هرگز قاطی این دانشجو نماهای خرابکار و این عوامل استکبار جهانی نمی شدم. و از همین جا هم اعلام می کنم این قبیل دسیسه های صهیونیستی نه چیزی از ارزش های دکتر مددی ها کم می کنه و نه چیزی به ارزش های این دانشجو نماها اضافه می کنه.
هر کی هم خواست خودش بیاد بازی