نگاشته شده توسط: furogh2007 | سپتامبر 25, 2009

آ مثل آواز قصه شد آغاز

.

درست است که هنوز هیچکس ما را به این بازی وبلاگی دعوت نکرده است. اما مطلب عرفان ویرانگرتر از آن بود که حس نوشتن را در انسان ترغیب نکند.

من می خواهم با مرضیه برومند گفتگویی دوستانه کنم.

می دانیم که تیتراژ آغاز هر برنامه نمایه ایی از آن چیزی است که در طول آن برنامه قرار است ما شاهدش باشیم. دیدن دوباره تیتراژ خاطره انگیز برنامه مدرسه موش ها ما را با پیامی که آن اشعار در ذهن ما ترسیم می کرد و می کند آشنایی دوباره ایی خواهد داد و من می خواهم  اکنون و با توجه به وقایع این روزها، آن را بازخوانی دوباره کنیم.

ک مثل کپل  …..  صحرا شده پر ز گل

آری مرضیه برومند نازنین، صحرای کویری و دشت خشک این روزهای ایران اکنون سراسر گل است و پر ز گل شده. اما متاسفانه، دوباره این گلها لاله اند و از نشست گلوله بر سینه پاکترین جوانان این مرز و بوم روییده اند.

گ مثل گردو  …..  بنگر به هر سو

آری گ مثل گردوست. اما هر گردی گردو نیست، مرضیه جان. و باید قبول کرد که در این ساز رسوای تک سو نگر، اندیشه نگاه کردن به هر سو سرابی بیش نیست.

ب مثل بهار  …..  هاچی هاچی  …..  فکر کن بسیار

باید فکر کرد بسیار. واقعن باید فکر کرد که چرا باید در جایی که دشتمان لاله زار است و صدا وسیمایمان نوای بهاران را می سراید، سینه فرزندان این سرزمین پاک، یخ زده بنماید و حتی رخصت سرفه کردن نیز به آنان داده نشود.

پ مثل پسته  …..  نباش خسته

آری مرضیه جان چون پسته بخند و خسته نباش. جایی دیگر، راهی دیگر و عرصه ایی دیگر. چنین قفس نه سزای چو تو خوش الحانیست.

م مثل موش  …..  قیون قیون گوش

برخیز و بکوش  …..  برخیز و بکوش

آها مرضیه جان، نکته همین جاست.

ما از تو یاد گرفتیم که خوب گوش کنیم و صداهای ریز را نیز بشنویم و برخیزیم و بکوشیم. پس چرا مادرمان نشسته است ؟

خ مثل خونه  …..  نگیر بهونه

خانه  …

خانه  …

خانه بسیاری از همان کودکان که با این مصراع یاد گرفتند که حریم خانه را پاس دارند، بی بهانه.

به بهانه پاس داشت حریم خانه بزرگترشان تبدیل به محبس شده و روزگارانی را که باید در خانه سپری کنند در محبس خانه سپری می کنند. راستی پیگیر اخبار هستی مرضیه جان ؟

آ مثل آواز  …..  قصه شد آغاز

آ، آغاز، آواز.

آواز را چه می شود ؟ چاووش وطن سر در خاک می کند و رسانه ملیش گویی به خواب هزاران ساله است.

آیا می شود در این خواب اساطیری بی آهنگ، آوازی سرود؟

آری. قصه ای نو را باید آغاز کرد. از نو. با تو، با من، با ما.

Advertisements

Responses

  1. فروغ جان، سلام.
    دایی محسن هستم…
    بهم ای میل بزن، منتظرم…
    daeemohsen2003@gmail.com

  2. درود
    یلدا،آیین باستانی ایران زمین و جشن میلاد خورشید را به شما شادباش می گویم.

  3. سلام فروغ جان خیلی وقته خبری ازت نیست یک خبری ازر خودت بهم بده

  4. اگر غربیها از قرن سوم میلادی»ولنتاین» دارند ما از 20 قرن پیش از میلاد جشن»سپندارمذگان» را داریم.29 بهمن روز سپندارمذگان بر همه ایرانیان مبارک باد

  5. نوروز این کهنسالترین عید ملی دنیا بر همه ایرانیان مبارک باد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: